مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1130
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1478 ] مقالهء [ يازدهم ] : اندر طاعون « 1 » آن ، گاه بثرهء صغير الحجم باشد همچون باقلا يا خردتر از آن و گاه ورم كبير المقدار بود به مثابهء چارمغز يا كلانتر از آن . و هر چونكه باشد ، تلهّب و سوزش شديد لازم دارد و چنان مىنمايد كه آتش نهادهاند و حوالى آن سياه باشد يا سبز يا كمد يا زرد يا سرخ به حسب كثرت و قلّت سميت ماده ؛ پس سياهى بدتر باشد و آنچه بعد [ از ] آن است ، سميت درو كمتر است نسبت به ما فوق وى [ و ] لهذا زردى و سرخى را اسلم مىشمرند و هر چونكه سميت درو بيشتر بود ، قىء و خفقان و غشى شديدتر باشد . بايد دانست كه طاعون اكثر در عضوى افتد كه گوشت او غددى باشد خواه آن عضو ذى حس بود چون سينه و بيخ زبان و خصيه ، خواه بىحس باشد چون مغابن يعنى پس گوش و كش ران و زير بغل ؛ امّا آنچه در بغل و پس گوش افتد ، بدتر باشد جهت مقاربت دل و دماغ ؛ خاصه آنكه در سميت افزونتر شود و طاعون درو بيشتر عارض مىشود . علاج : در تبريد و تقويت دل مبالغه نمايند و آن ، چنان باشد كه شربتهاى خنك و خوشبوى چون شربت انار و سيب و بهى و ترشى ترنج و نارنج و ليمو بنوشانند و هر لحظه صندل و نيلوفر و كافور به گلاب سائيده بر سينه طلا نمايند . و بنفشه و نيلوفر و گلاب و صندل و كافور و سيب و بهى و ترنج و مانند آن [ از ] طيوبات دافع السم ببويانند . و هواى خانه چنانچه در حمى وبائيه گفته شد بيارايند و هرچه در سوء مزاج گرم دل و حمى وبايى مذكور است به عمل آرند و زنهار ادويهء رادعه بر طاعون ننهند بلكه آن محلّ [ را ] گذاشته [ و ] گرداگرد [ آن ] چيزهاى سرد طلا نمايند تا مادّهء سميه به باطن بازنگردد و بر نفس ورم شرط عميق زنند تا ماده سميه از آن برون آيد . و بعد [ از ] شرط زدن ، موضع را به آب گرم بشويند تا خون زود باز نهايستد و زمانى طويل سايل باشد ؛ زيرا كه اين ماده هر چند برآيد بهتر باشد . [ 1479 ] فايده : هرگاه درين علّت خفقان و غشى غلبه كند ، بايد كه آب گرم خاصّه كه بابونه و شبت در آن جوشانيده باشند بر ورم ريزند تا زمانى طويل تا ماده از دل به جايگاه علّت بازگردد و به تحليل رود . و همچنان هرگاه [ يعنى هر وقت يك دفعه ] بيمار را در خانهء
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Plague ; pestis .